تبليغاتX
شب های بی قراری
قله ...

  • پا به پای هم می رفتیم خوش و سرمست و عالی
  • غم تو کوله مون نبودش با دلی آبی آبی
  • فکر فردایی نبودش تویه روزهای زمینی
  • آرزومون همین بود بریم تا قله هستی
  • شعر رفتنو سرودیم میون برگای پاییز
  • هم قسم شدیم من و تو تا ته ماتم و مستی
  • عمرمون رو گذاشتیم برای سفر ٬ ما دو تا
  • تا شاید پیدا کنیم عشق ٬ لابه لای بی کسی ها
  • گفتیم می مونیم تا ته بارون همین جا
  • رنگین کمون بشه شاید سهم ما از آرزوها   
  • چه قشنگه دنیا با این همه رویا
  • کاشکی بود زندگی مثل خیال ماها 
  • اما هوای غم شد ٬ هوای خونه هامون
  • نمی دونم چه جوری غصه نشست تو دلامون
  • هرچی پل بود بینمون خراب شد
  • آب قله عشق واسمون سراب شد
  • آخه اون قله چی میشه که آرزوشو داشتم
  • با هیچ همسفری نشد که بهش برسم
  • توان رفتم نمی ده این پاهای خمیده
  • نشد که یکی تو راه دستمو بگیره
  • می تونم دست رویه پاهام بزارم
  • مشت کنم ٬ رو به هیچ کس باز نکنم
  • دست رو به آسمون به اون بزرگی
  • مگه میشه تو کف نگیره ماهو روزی
  • عشق آسمون خیلی عظیمه
  • از خاطرم رفته بود که دلم اونجا گیره
  • قلب عاشقم هنوزم به امید قله نشسته
  • خیلی دوره ٬ اما خیالش از بینمون نرفته .
2نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 16:20  توسط مرتضی  | 

*
*
*
*

This free script provided by

New Page 2