تبليغاتX
شب های بی قراری
نگو ...

    

 

نگو که گریه های هر شب منو نمی بینی

نگو که چشمای سرخ عاشق منو نمی بینی

نگو که پاهای خسته دنبال تو گشته را نمی بینی

نگو که دیگه منو تو خواب کنار دریا نمی بینی

نگو که کبوتر دلم تو آسمان عشقمون تنها شده

نگو که دیگه عشق پاکمون از دل تو جدا شده

نگو که ماهی دریای عشق تو ٬ بی کس شده

نگو که دیگه لیلی از مجنونش خسته شده

نگو که قفل دلت رو به عشق من بسته شده

نگو که نیمکت عشق ما بازم یک نفره شده

نگو که ناله های هر شبم به گوش تو نمی رسه

نگو که دیگه تو زندگی شدم بازم یه بی بهانه

نگو که حرفای من دیگه برات معنا نداره

نگو که دیگه قلب تو واسه عشق من جا نداره

نگو که دلت واسه دیدن من دیگه تنگ نمی شه

نگو که دفتر عشق ما از این به بعد بسته میشه

نگو که من برات بودم فقط یک اشتباه تو زندگیت

نگو که تکرار نمیشه این اشتباه تو زندگیت

نگو که یادت نمی یاد دوستم داشتی یه روز

بگو که هنوز دوستم داری مثل همون روز .

2نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 20:37  توسط مرتضی  | 

*
*
*
*

This free script provided by

New Page 2