تبليغاتX
شب های بی قراری
یادگار عشق ...

 

پرسه زدم تو کوچه ها ٬ لابه لای درختا

تا ببینم یه عشقی ٬ مونده هنوز به یادگار ؟

کوچه ها رو گذاشتم پشت سرم ٬ یکایک

دیدم ازعشق و نگاهت ٬ یادگاریی نمونده

با گریه و گلایه رفتم بالا ٬ بالای تپه

تا ببینم از آن دور٬ یادگاری از تو نمانده ؟

دنبال برق نگاهت بین مردم می گشتم

دیدم از نگاهت حتی خاطره ای نمونده

با رفتن تو سراب زندگیم خراب شد

روزای خوش زندگیم بدون تو تباه شد

رفتی و دیگه تموم شد رویاهای عاشقانه

رویاهایی که داشتیم با هم می ساختیم تا همیشه

می دونم دیگه جایی ندارم تویه قلب عاشق تو

می دونم دیگه اسمم نمی مونه تویه ذهن همیشگی تو

واسه همین دعا کردم همان جا

با هر کس که باشی ٬ خوش باشی همه جا

آمدم پایین تا بین مردم ٬ بشم گم

ولی در راه برخوردم به یک گل

در کنار گل سنگی نشسته بود

روی سنگ یادگاری ازعشق ٬ نقش بسته بود 

انگار قبل از من عاشقی پی عشق می گشته

روی سنگ ٬ عشق خود را جا گذاشته

انگار دلی جز سنگ برای راز دل محرم نداشته

فکر کنم عشقش در راه تنهایش گذاشته

همان جا آرزو کردم که ای کاش

دل مردم مثال سنگ باشه

تا روی خود نگه داره شب و روز

عشق را یادگاری مثل اولین روز .

  وقتی رفتی بغض راه گلویم را گرفته بود من غرور نداشتم بغض اجازه نداد

                       که صدایت کنم و بگویم برگرد ٬ نرو ... . 

2نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 16:35  توسط مرتضی  | 

*
*
*
*

This free script provided by

New Page 2