تبليغاتX
شب های بی قراری
برای بازگشت تنها ترین عشقم ...
      

باز تو خونه ٬ باز تو کوچه

باز روی ایون خونه

بوی تو ٬ بوی بهاره

بوی سرسبزی غنچه

همه جا عطر بهاره

یاد روزای بهاری

یاد روزایی که باهم

برای بهار می خوندیم ازخیال من نمی ره

یادته بهت می گفتم همیشه پیشت می مونم

نمی رم از کنارت ٬ برات تا ابد می مونم

اما اون زمستون سرد

برفا رو نشوند رو گل

گلا را پژمرده کردش

منو از خیال تو برد

قولمو هنوز یادمه

قول اون روزای ابری

روزایی که تو خیابون ، برام ازعشق می گفتی

اما اون چشات نموندن برای نگاه خسته ام

رفتی و خاطرهاتو با خودت از اینجا بردی

رفتی و بدرقه تو ٬ اشک های چشمای من بود

بعد رفتنت دیگه من هر شب از خدا می خواستم

تا یک روز بیای از اون دور

دستاتو بزاری تو دستم

به خدا قسم اگه بیایی

نمیزارم جدا شه ٬ دستامون ازهم  تا همیشه

دیگه برام نمونده بدون تو بهاری

اما تا ابد می خونم برای چشمای بهاریت

می مونم تو این شبای بی قراری نگاهت

تا بیای یک روز کنارم

بخونی از بهار تا ابد برایم ...

              به امید بازگشت همیشگیت به بهارهمیشه سبزعشقمان...

 

2نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:26  توسط مرتضی  | 

*
*
*
*

This free script provided by

New Page 2