تبليغاتX
شب های بی قراری
خون سبز ...

  • صدای ناله میومد از سرتا پای شهر ما
  • تاریکی و ترس شده بود قفل دلای بسته ی ما
  • هوای تازه ای نبود واسه نفس کشیدن ما
  • نفس ٬ حبس شده بود در انتظار مردن ما
  • رنگ سیاه شب شده بود رنگ آرزوی ما
  • خواب سپیدی هم نبود سهمی از رویای ما
  • ستاره های آسمون نوری نداشتن واسه ما
  • اجازه دیدن ماه دست شیاطین بود ٬ نه ما
  • تو این همه تاریکی فکر تازه ای نبود واسه ما
  • اما از یاد برده بودن که امیده مونده تو فکر ما
  • آره ٬ دلا هنوز زنده بود تو سینه های ما
  • آخرش یه روز تپید قلب ایران به عشق ما
  • عشق سبزی امید برای روزای آهنین ما
  • از پشت اهریمن سرخ فرارسید از نگاه ما
  • لشگری از جنس فولاد در نگاهش آزادی ما
  • در وجودش سبزی میهن واسه هر ساعت ما
  • آمد از خانه بیرون تا بگوید فریادی از درد ما
  • تا بگوید سهم ما از زندگی نیست گریه هر شب ما
  • شروع جنگ حق و باطل جلوی چشمای ما
  • آغاز !! با نعره های سهمگین حنجره ملت ما
  • اما به جای هم نوایی با نداهای ما
  • صدای تیر بود التیام زخم های ما
  • در نبردی نابرابر بین تفنگ و سبزینه ما
  • همین دستبد سبز بود سلاحی در دستان ما
  • همه گوش هایشان بسته بود به روی صداهای ما
  • اما به چشم خود دیدن همه ٬ صورت خونین نداهای ما
  • خون گرمی جوشید از سر و صورت های ما
  • اما دگر ٬ سرخ نبود خون سبز ما
  • جواب هم صدایی ها همین بود برادرهای ما
  • جواب طلب از آزادی همین بود خواهرهای ما
  •  به جرم دلی سبز داشتن های ما
  • همه قل و قم کردن عشق را در شهر ما
  • خداوندا ! شده رنگین زمین از خون سبز ما
  • مگر می شود فراموش ٬ عشق از یاد ما
  • دیاران پر شده از یاحسین گفتن های ما
  • دگر اعلم پایین نیافتد از دستان خونین ما
  • کنون همه در حسرت یک روز آزادی ما
  • شب و روز گریان منتظر جشن پیروزی ما
  • ولی گویم آخر ٬ نیست نفرت در قلب های ما
  • همه عشق و محبت مانده واسه فرداهای ما
  • واسه آباد و آزاد کردن ایران ما
  • همین مهر و دوستی است رمز پیروزی ما .
2نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:18  توسط مرتضی  | 

*
*
*
*

This free script provided by

New Page 2