-
صدای ناله میومد از سرتا پای شهر ما
-
تاریکی و ترس شده بود قفل دلای بسته ی ما
-
هوای تازه ای نبود واسه نفس کشیدن ما
-
نفس ٬ حبس شده بود در انتظار مردن ما
-
رنگ سیاه شب شده بود رنگ آرزوی ما
-
خواب سپیدی هم نبود سهمی از رویای ما
-
ستاره های آسمون نوری نداشتن واسه ما
-
اجازه دیدن ماه دست شیاطین بود ٬ نه ما
-
تو این همه تاریکی فکر تازه ای نبود واسه ما
-
اما از یاد برده بودن که امیده مونده تو فکر ما
-
آره ٬ دلا هنوز زنده بود تو سینه های ما
-
آخرش یه روز تپید قلب ایران به عشق ما
-
عشق سبزی امید برای روزای آهنین ما
-
از پشت اهریمن سرخ فرارسید از نگاه ما
-
لشگری از جنس فولاد در نگاهش آزادی ما
-
در وجودش سبزی میهن واسه هر ساعت ما
-
آمد از خانه بیرون تا بگوید فریادی از درد ما
-
تا بگوید سهم ما از زندگی نیست گریه هر شب ما
-
شروع جنگ حق و باطل جلوی چشمای ما
-
آغاز !! با نعره های سهمگین حنجره ملت ما
-
اما به جای هم نوایی با نداهای ما
-
صدای تیر بود التیام زخم های ما
-
در نبردی نابرابر بین تفنگ و سبزینه ما
-
همین دستبد سبز بود سلاحی در دستان ما
-
همه گوش هایشان بسته بود به روی صداهای ما
-
اما به چشم خود دیدن همه ٬ صورت خونین نداهای ما
-
خون گرمی جوشید از سر و صورت های ما
-
اما دگر ٬ سرخ نبود خون سبز ما
-
جواب هم صدایی ها همین بود برادرهای ما
-
جواب طلب از آزادی همین بود خواهرهای ما
-
به جرم دلی سبز داشتن های ما
-
همه قل و قم کردن عشق را در شهر ما
-
خداوندا ! شده رنگین زمین از خون سبز ما
-
مگر می شود فراموش ٬ عشق از یاد ما
-
دیاران پر شده از یاحسین گفتن های ما
-
دگر اعلم پایین نیافتد از دستان خونین ما
-
کنون همه در حسرت یک روز آزادی ما
-
شب و روز گریان منتظر جشن پیروزی ما
-
ولی گویم آخر ٬ نیست نفرت در قلب های ما
-
همه عشق و محبت مانده واسه فرداهای ما
-
واسه آباد و آزاد کردن ایران ما
-
همین مهر و دوستی است رمز پیروزی ما .