

یه برگ زرد پاییزی روی قبرم
این منم که عمری تویه قبرم
بعد یه عمرعاشقی تو کوله بار زندگی
همشون تموش و مرد تویه راه زندگی
حالا من اینجا تک وتنهام
چشم به راه یه یار و همدم
این همه شادی و غم تو دنیا
کی میاد ؟ سراغ این قبرا
خیلی وقته آبی نخورده
این سنگ قبر خاکی سخته
من که داشتم خاطراتی همچو دریا
ولی انگار که نبودن از همون اول دنیا
این زمین می مونه بازم
اگه آدمایش بمیرند بازم
این درخت که نشسته پای قبرم
دیگه انگاری خشکیده با غم
شبا اینجا سیاهه ولی تاریکش یه نوره
یاد نور ماه آبی که می دیدم همیشه
من که مردم با عاشقی
واسه عشقم بودن یه زندگی
حالا عشقم من اینجام به سادگی
منتظر یه نگاه تو این تاریکی
گوش هام رو به زمینه
صدای پاهات یه تنینه
تو بیا ! آسمون شاید بتونه
تویه روشنی روز ٬ ماه و بیاره
برام دیگه طاقتی نمونده
آسمون هنوز ابری مونده
هرچی غم وغصه تو دنیاست
تو دل غریب من مونده
گریه هام شده سرازیر تویه قبر خاکی
تا بیای دست بکشی بزنی کنار برگی
کاشکی دنیا تموم شه من و تو تنها شیم
واسه یه بار هم که شده کنارهم باشیم
خدا مگه نگفتی ازهم ٬ جدا نمی شن
عشقای آسمونی با هم ٬ همیشه هستن
حالا من اینجا یه مردم
مرده ای بدونه عشقم
تو دنیای بی رنگی با این همه زرنگی
خدا فقط من اینجام تو این قبر تنهایی
تموم کن تا نفهمم
عشقا فقط تو دنیان واسه یه کم قشنگی .