

دنبال ردپای عشق از جاده ها گذشتم
دنبال عشق و اون جنون همه جا رو که گشتم
دنیا پشت سرم بود هرچی بود و نبود که گشتم
ولی آخر جاده مونده هنوز اونجا رو نگشتم
آخر جاده چه آشناست
یه جنگل سرد و بی صداست
داخل اون درختا بی روح اند و سنگین
انگاری پرنده ای نیست روی شاخه های غمگین
تو این جنگل کسی نیست ازعشق و جنون بخونه
دلا همه که مردن انگاری این جنگل سیاهه
تو این جنگل سیاهی ، روشنی جایی نداره
آسمون این جنگل انگارهمیشه تاریکه و بی فروغه
به یک دفعه از آن دور روشن شد درختی با نور
رفتم جلو به سوی درخت تا ببینم آن نور
روشنی از روی تنه بود
انگاری ردپای عشق بود
ردپای عشق همین جاست
تویه سیاهی زندگی ماست
عاشقی رو تنه نوشته
با خط عشق و جنون نوشته
که روشنی من تو هستی تو جنگل سیاهی
به عشق تو نوشتم که عشق من تو هستی .
ردپای عشق تو روی تنه قلبم حک شده و تنها روشنی جنگل تاریک
و سیاه زندگیم تو هستی .

یه صدا داره میاد
صداش برام چه آشناست
زمزمش هنوز تو گوشمه
دلم براش چه تنگ شده
شنیدم امشب اون صدای عاشقونه
صدایی که باهاش دارم هزار تا خاطره
دلم هنوز برای عشقمون پر می زنه
عشقمون هنوز تو صداش موج می زنه
انگاری صدا ، صدای عشقمه
همون صدای که آهنگ وجودمه
صدات هنوز مثل اون روزا قشنگه
هنوز برای من یه رنگه
کاش می شد بشکنه این سکوت کشنده
خیلی دلم داره باهات حرف های عاشقونه
انگاری دیگه وقت تمومه
وقت رفتن و نشنیدن صداته
کاش می شد حرف دل با تو زنم
تا که دل شود کمی آرام
باز انگار حرف دل تو سینه ماند
ولی امشب حرف دل فریاد زنم
تا که عالم بشنود عاشقی تنها نشسته
می گوید : دوستت دارم برای همیشه .
صدایت هنوز قشنگه ، صدایت هنوز برای من بهترین صدای
دنیاست بزار یک بار دیگه با شنیدن صدایت
ترنم عشق در وجودم تازه بشه .