

شب غم گرفته نحس ٬ سکوت کشنده محض
آسمان ابری مه گرفته
ظلمت کوچه های تاریک بی ترانه
شاخه های بی برگ خشکیده
نیمکت خالی ٬ پرشده از برگ
قاب عکس خالی روی دیوار خاکی
التهاب بی تو رفتن ٬ بی تو ماندن
جاده های بی سرانجام ٬ بی انتها
تنهای تنها شدن تویه تنهایی شب ها
دوباره خاطره ای تلخ ٬ تویه ذهن من میاره
خاطره تلخ جدایی تویه شب آخرهم صدایی
خاطره رفتن تو ٬ رفتن و نموندن تو
خاطره جدایی تویه دفتر یادگاری
خاطره نوشتن عشق روی تخته سنگی
خاطره قلب شکسته من به امید دوباره دیدن
خاطره نگفتن تو برای نماندن
خاطره تلخ بی تو بودن تویه شب های بی قراری
اما خیلی وقته پاره کردم خاطرات تلخ جدایی
تویه ذهنم فقط عشق مانده به یادگاری
تویه تقویم نوشتم روز اول آشنایی
تا که از من جدا نشه ٬ عشق تا ابد اولی
بعد رفتن روی قبر فقط بنویسید یک کلام
آدم خفته زیر این خاک
خوابیده به عشق یک نگاه
اگه یه روز بالای قبر ٬ بایستی بکنی یک نگاه
می بینی نوشته روی اون
عاشقم ٬ همین ٬ والسلام .
اگر بمیرم و نگاهت را نبینم آرزو دارم که عشقمان آنقدرپاک باشد
که آن دنیا در زلالی رودها منتظر نگاهت باشم.
باز تو خونه ٬ باز تو کوچه
باز روی ایون خونه
بوی تو ٬ بوی بهاره
بوی سرسبزی غنچه
همه جا عطر بهاره
یاد روزای بهاری
یاد روزایی که باهم
برای بهار می خوندیم ازخیال من نمی ره
یادته بهت می گفتم همیشه پیشت می مونم
نمی رم از کنارت ٬ برات تا ابد می مونم
اما اون زمستون سرد
برفا رو نشوند رو گل
گلا را پژمرده کردش
منو از خیال تو برد
قولمو هنوز یادمه
قول اون روزای ابری
روزایی که تو خیابون ، برام ازعشق می گفتی
اما اون چشات نموندن برای نگاه خسته ام
رفتی و خاطرهاتو با خودت از اینجا بردی
رفتی و بدرقه تو ٬ اشک های چشمای من بود
بعد رفتنت دیگه من هر شب از خدا می خواستم
تا یک روز بیای از اون دور
دستاتو بزاری تو دستم
به خدا قسم اگه بیایی
نمیزارم جدا شه ٬ دستامون ازهم تا همیشه
دیگه برام نمونده بدون تو بهاری
اما تا ابد می خونم برای چشمای بهاریت
می مونم تو این شبای بی قراری نگاهت
تا بیای یک روز کنارم
بخونی از بهار تا ابد برایم ...
به امید بازگشت همیشگیت به بهارهمیشه سبزعشقمان...