
![]()
يك روز ديگه هم گذشت با رفتن اين روز ، روزي آمد كه سال قبل براي آمدنش لحظه شماري مي كردم و حتي براي اولين بار ساعتم را دست كردم . بله دوباره والنتاين روزعشق آمد و عشق را در لا به لاي برگ ها و زمين يخ زده زمستاني جاري كرد . هر روز كه كنارم بودي هر روز كه نگاهت مي كردم هر روز كه صدايت را مي شنيدم برايم آن روز والنتاين بود اما اكنون در روز والنتاين نه كنارم هستي نه ترنم صدايت به گوشم مي رسد و تك و تنها توي خيابان راه مي روم تا شايد تو را كنارم احساس كنم . اكنون برايم دعا كنيد تا يك روز چشمهايم را ببندم و وقتي باز مي كنم او را جلوي خودم ببينم و آن روز را به عنوان والنتاين جشن بگيريم و هيچ وقت از كنارش دور نشوم .
برايم از ته دل دعا كنيد ...