
FILE من را خالي از بركت مكن
OPTIONE غم را خدايا ON مكن
FILEاشكم را خدايا RUN مكن
DETLREE كن شاخه هاي غصه را
سردي و افسردگي را، هر سه را
JAMPER شادي بيا تا SET كنيم
هستي و اندوه را RESET كنيم
نام تو PASWORD درهاي بهشت
آدرس EMAIL سايت سر نوشت
اي خدا روز ازل CAD داشتي
MOUSE بود اما مگر PAD داشتي
كه چنين طرح 3D مي زني
طرح خود بر روي CD مي زني
تا نيفتد BUG در انديشمان
تا كه ويروسي نگردد ريشمان
اي خدا از بهر ما IMEN فرست
بهر دلهاي پر آتش FAN فرست
اي خدا حرف دلم با كي زنم
HELP مي خواهم كه F1 مي زنم
لحظه ها رو با تو بودن
درنگاه تو شکفتن
حس عشق رو در تو ديدن
مثل روياي تو خواب
با تو رفتن با تو موندن
مثل قصه تو روخوندن
تا هميشه تو رو خواستن
مثل تشنگي آب
اگه چشمات من روميخواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي سپردم
اگه اسمم رو مي خوندي
ديگه از ياد نمي بردم
اگه با من تو مي موندي
بي تو اما سر سپردن
بي تو و عشق تو موندن
تو غبار جاده موندن
بي تو خوب من محاله
بي تو حتي زنده موندن
بي هدف نفس کشيدن
تا ابد تورو نديدن
واسه من رنج و عذابه
اگه چشمات من روميخواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي سپردم
اگه اسمم رو مي خوندي
ديگه از ياد نمي بردم
اگه با من تو مي موندي
غم دنيا رو مي بردم
توي آسمون عشقم
غير تو پرنده اي نيست
روي خاموشي لبهام
جزتواسم ديگه اي نيست
توي قلب من عزيزم
هيچ کسي جايي نداره
دل عاشقم به جز تو
هيچ کسي رو دوست نداره
اگه چشمات من روميخواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي سپردم
اگه اسمم رو مي خوندي
ديگه از ياد نمي بردم
اگه با من تو مي موندي
غم دنيا رو مي بردم
واسه چی خدا نخواسته من کنار تو باشم
قول می دم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
امشب دل من گرمي سوداي تو دارد
در گوش دلم نداي آواي تو دارد
در اين شب پاك و بي سرانجام
سرخي دل ترانه آراي تو دارد
در سردي بي عطوفت تلخ زمانه
گرماي محبت افشان تو دارد
در ظلمت آسمان بي ستاره
امشب دل من نور درخشان تو دارد
در اين شب پر ترانه
عمق دل من چشم به روياي تو دارد
نيلوفر من روح ترانه هاي قلبم
اين دل به تو گويد كه تمناي تو دارد
من همون جزیره بودم
خاکی وصمیمی وسرد
باسه عشق بازیه موجا
قامتم یه بستر نرم
یک غزیز دورونه بودم
پیش چشم خیس موجا
یه نگین سبز خالص
روی انگشتر دریا
تاکه یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های غاشقی رو
تو وجودم جاگذاشتی
زیر رگبار نگاهت
دلم انگار زیرورو شد
برای داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن
حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم
بی بهونه پاگذاشتی
اما تا قایقی اومد
از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت
سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم
چشم براهت لب دریا
دیگه تو خاک وجودم
نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی توبودن
می گذرد اما به سختی
دل تنها و غریبم
داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن
باز سراغت و می گیره
می رسه روزی که دیگه
قعر دریا می شه خونم
اما تو دریای عشقت
باز یه گوشه ای می مونم
زير اين طاق كبود يكي بود يكي نبود
مرغ عشقي خسته بود كه دلش شكسته بود
اون اسير يه قفس شب و روزش بي نفس
همه آرزوهاش پر كشيدن بود و بس
تا يه روز يه شاپرك نگاشو گوشه اي دوخت
چشمش افتاد به قفس دل اون بد جوري سوخت
زود پريد روي درخت تو قفس سرك كشيد
تو چشم مرغ اسير غم دلتنگي رو ديد
ديگه طاقت نياورد رفت توي قفس نشست
تا كه از حرفهاي مرغ شاپرك دلش شكست
شاپرك گفت كه بيا تا با هم پر بكشيم
بريم تا اون بالا ها سوار ابرها بشيم
يه دفعه مرغ اسير نگاهش بهاري شد
بارون از برق چشماش روي گونش جاري شد
شاپرك دلش گرفت وقتي اشك اون رو ديد
با خوش يه عهدي بست نفس سردي كشيد
ديگه بعد از اون قفس رنگ تنهايي نداشت
توي دوستي شاپرك ذرهاي كم نميذاشت
تا يه روز يه باد سرد ميون قفس وزيد
آسمون سرخ آبي شد سوز برف از راه رسيد
شاپرك يخ زد و يخ مرد و موندگار نشد
چشمهاشو رو هم گذاشت ديگه اون بيدار نشد
مرغ عشق شاپرك رو به دست خدا سپرد
نگاهش به آسمون تا كه دق كردش و مردددددددد